خانه
مديريت
ايميل من
شناسنامه
پارسي يار

مجموع بازديدهاي وبلاگ: 4552
تعداد بازديد امروز: 2
تعداد بازديد ديروز: 18
  • درباره من


  • وبلاگ عصر موعود
    کميل[50]
    زياد مهم نيست...
  • لوگوي من


  • لوگوي دوستان من





  • وضعيت من در ياهو


  • يــــاهـو
  • موسيقي وبلاگ



  • اشتراک در وبلاگ


  • نام:

    ايميل:

     
    وبلاگ عصر موعود
    فريب شيطان زينت مي دهد و به طمع مي اندازد . [امام علي عليه السلام]
  • + يک هفته نامه،يک ماهنامه،يک کتاب نويسنده: کميل پنجشنبه 25/11/1386 ساعت 12:22 ص
  •  


    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    يک هفته نامه


               يک ماهنامه


                          يک کتاب 


     


    خب ، وقتي حوصله نوشتن ندارم ..... وقتي سرم شلوغه ، توقع داريد چي کار کنم؟


     من از زورکي نوشتن بدم مي آد. هروقت دلم راضي شد مي نويسم.


    حالاشم زوق زدگي بيش از حدم باعث شد که بيام و چيزي بنويسم. زوق زدگي به خاطر اين چند قلم کالاي خفن فرهنگي!


    ****************ماهنامه صبح دوکوهه


    مسعود ده نمکي يه بار ديگه دست به قلم شده انگار. «صبح دو کوهه» ماهنامه ي جديد ده نمکي است.البته من شماره دومش رو تونستم تهيه کنم .براي شماره اول ، هر چقدر که گشتم گيرم نيومد.حتماً بخريد و بخونيد.کاري به خوب و بدش ندارم. جريانساز بودن اين ماهنامه ، مهمترين دليل براي خوندن اون هستش.مثله ماهنامه «سوره» سابق يا «راه» فعلي.


    من به چندين و چند دکه سر زدم ولي اکثراً نداشتند.به نظر ميرسه توزيع مجله بايد قويتر بشه ، حتماً.


     


    «گزارش جامعه» هفته نامه ي جديدي که تازگي ها منتشر شده.هفته نامه گزارش جامعه اين بار هم کلي گشتم تا تونستم شماره اول رو پيدا کنم. (پيروزي- کيوسک کنار ايستگاه اتوبوس چهارراه کوکاکولا!).به قول خودش هفته نامه اي براي نسل دوونيم!


    خوشحالي من از ديدن اين دو قلم کالاي هفتگي و ماهانه قابل بيان نيست.


    اميدوارم شما هم از اين شيريني بي نصيب نمونيد.


    ********


    اين روزها رمان جديد «سيد مهدي شجاعي» بدجور من رو داغونطوفان ديگري در راه است کرده. خيلي خيلي عجيبه داستان اين رمان. بايد بخونيد تا متوجه حرف من بشيد. احساس تضاد و دوگانگي و معلق بودن در هوا و سرانجام ديوانگي از شايع ترين حالات خوانندگان اين رمانه. حتماً بخونيدش. حتماً ....البته يه کم گرونه ( ميگن به خاطر بالا رفتن قيمت کاغذه) ولي مي ارزه ، به نظرم.


    بارها سر خوندنش بغض کردم و بعضاً اشکم در اومد.


    با تمام اين اوصاف يه چيز اين رمان ايراد داره به نظر من . و اون باورناپذيري شخصيتها ست. فضاي داستان ، فضاي قبل از انقلابه ، ولي ديالوگها و ترسيم وقايع ، به زمان ما نزديکتره ، انگار.


    جملاتي که از زبان يک مرد بازاري ( حاج امين) يا يک زن رقاصه که دو سه سالي توبه کرده ، بيان ميشه اصلاً بهشون نميخوره.


    ولي به هر حال واقعيت اينه که هر رمان خوبي ميتونه ايراداتي داشته باشه. 


     


     


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ