خانه
مديريت
ايميل من
شناسنامه
پارسي يار

مجموع بازديدهاي وبلاگ: 4552
تعداد بازديد امروز: 2
تعداد بازديد ديروز: 18
  • درباره من


  • وبلاگ عصر موعود
    کميل[50]
    زياد مهم نيست...
  • لوگوي من


  • لوگوي دوستان من





  • وضعيت من در ياهو


  • يــــاهـو
  • موسيقي وبلاگ



  • اشتراک در وبلاگ


  • نام:

    ايميل:

     
    وبلاگ عصر موعود
    بارالها ! ... مرا به کسالت درعبادتت، کوري از راهت و بيرون شدن از طريق محبّتت، مبتلا مکن . [امام سجّاد عليه السلام ـ در دعايش ـ]
  • + ستادهاي چاق، صف‌هاي خسته و ... نويسنده: کميل پنجشنبه 26/2/1387 ساعت 1:18 ع
  •  


    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    سرمقاله شماره اول راه  -  وحيد جليليوحيد جليلي


     ستادهاي چاق، صف‌هاي خسته و پادشاهان لخت


     


    يکي از بچه‌هاي جنگ تعريف مي‌کرد: «بعد از عمليات والفجر8 بعثي‌ها از 22بهمن تا نيمه فروردين پاتک مي‌کردند که فاو را پس بگيرند. حجم و شدت پاتک‌ها بچه‌ها را خسته کرده بود و کم کم زمزمه‌هايي در گرفته بود که چرا مرخصي نمي‌دهيد. چرا نيروي تازه نفس نمي‌آوريد و... يک روز ديديم ماشين‌هاي تبليغات آمدند خط. بلندگوها‌يشان را راه انداختند و سرود پخش کردند و توي هرکدام از سنگرها بسته اي انداختند. بسته را باز کردم ديدم جزوه‌اي است. نوشته بود: "آه نفسم به من مي‌گويد برو مرخصي ولي اي نفس! من..."  ادامه ندادم. با فحشي زير لب جزوه را پرت کردم آن طرف خاکريز. گذشت تا بالاخره ترخيص شديم. آمديم اهواز که برگرديم تهران. در اهواز يکي از بچه هاي دانشگاه را ديدم. گفت راستي فلاني و فلاني و فلاني آمده‌اند جبهه. تعجب کردم! گروه خونشان به اين جور حرف‌ها نمي‌خورد. آدرس گرفتم. رفتم پيششان. در يکي از خانه مصادره‌اي هاي بالاي شهر اهواز زيارتشان کردم. با عرقگير زير باد کولر گازي دراز کشيده بودند و داشتند براي "خط" جزوه مي‌نوشتند: "آه نفسم به من مي‌گويد برو مرخصي!"


    1. نظام جمهوري اسلامي تا دلتان بخواهد چشم اندازنويس و سياست گذار و مميز و ناظر و بازرس دارد.وارد هرکدام از دستگاه هاي عريض و طويل فرهنگي جمهوري اسلامي که بشويد با آدم هاي يقه سفيدي طرفيد که سرگرم راهبرد نويسي و سياستگذاري هستند و هر منتقدي را هم به ورود در اين سرگرمي دعوت مي کنند.


    نيروهاي ستادي با اشتياق از هر ايده اي که بشود برايش فراخوان ها و همايش هاي آنچناني برگزار و ويژه نامه ها و دبيرخانه هاي آنچناني تر ايجاد کرد، استقبال مي کنند، خواه آن ايده «جامعه مهدوي» باشد يا «مهندسي فرهنگي» يا «چشم انداز بيست ساله» يا «دولت اسلامي» يا «جامعه مدني» يا «گفتگوي تمدنها» يا...



     
    2. مديران اجرايي و ستادي در رسانه ها سرگرم طرح بحث هاي جديد و عميق و گسترده نظري هستند. طرف سالهاست مدير يک دستگاه هنري يا رسانه اي است و مي بيني با چه شدت و حدتي از عدم تبيين نسبت رسانه با سنت يا فقدان تعريف هنر ديني يا... سخن مي گويد و اينکه بايد در زمينه اين مباحث کار بشود! جالب است که براي صميمي تر شدن بحث و شکستن گارد مخاطب افعال اول شخص هم بکار مي برند :« متأسفانه ما هنوز تبيين نکرده ايم، تعاريف را، مرزها را مشخص نکرده ايم... پس مي بينيد که بايد ابتدا تکليفمان را با اين مفاهيم مشخص کنيم تا...»


    و البته صيغه اول شخص جمع بر همه تطبيق مي کند جز بر خود گوينده! شخص اول هر کدام از اين دستگاهها اولين ويژگي اش آن است که هيچکدام از معايب آن مجموعه به او ربطي ندارد و فقط با يک سري مفاهيم انتزاعي که هنوز تکليفمان را بقول آقاي رييس با آنها مشخص نکرده ايم، ربط دارد.


    در ادارات طرح و برنامه و پژوهشکده ها و سمينارهاي تحت مديريت اين حضرات هم سالهاست که مطالعاتي در دست اقدام و کار کارشناسي دقيقي در حوزه هاي مختلف در حال اجراست. کار کارشناسي و تئوريک در نگاه حضرات معنايي معکوس دارد و به جاي آنکه به دنبال ساده کردن و به جواب رساندن پيچيده ها باشد، در پي پيچيده کردن بداهت هاست تا هر يقيني را به ترديد و هر عزمي را به حزم تبديل کند. به حداکثر رساندن "مطالعات" از آن دست تنها غايتش اين است: به صفر رساندن « مطالبات ».


    3. فساد نهادينه شده در ستادهاي چاق عملياتها را به شکست نزديک و نزديک تر مي کند. جماعت «يقولون ما لا يفعلون» که در ستادها پناه گرفته اند و وظيفه اي جز بيلان کار بافتن و ويترين ساختن و توجيه سردرگمي و بي آرماني براي خود نمي شناسند حتي بيش از دشمناني که روبروي «صف» به خط شده اند، نيروهاي عملياتي را مي آزارند.


    ستادها آماس کرده اند و صف ها روز به روز لاغرتر مي شوند.


    هر چه عملياتي ها افسرده تر و منزوي تر مي شوند، لپ ستادي ها بيشتر گل مي اندازد و جلسات و محافل پر زرق و برقشان رونق بيشتري مي گيرد و گنده گويي هايشان بيشتر مي شود.


    جالب اينجاست که يک دهم دغدغه اي که براي پاسخ به شبهات و تربيت نيروي فکري! و کارشناس! پروري در ستاد ها موج مي زند، انگيزه اي براي پر کردن خط و حمايت از عملياتي ها وجود ندارد. ملالي هم نيست. تا دلتان بخواهد تکنوکرات ها و فرصت طلب ها هستند و مي توانند همزمان که ستادي ها به خاله بازيهاي تئوريک و استراتژيکشان مشغولند و از آن لذت مي برند، با استفاده از امکانات نظام مقدس جمهوري اسلامي صف ها را تسخير و بيلان کار آقايان را تزيين و فساد سفيدشان را پنهان کنند. وقتي که بيلان کار با مانور هم پر مي شود، ديگر چه نيازي به عمليات؟ چه نيازي به خط شکن ها؟


    ادامه


    ---------------------------------------


    آقا يکي به اين پارسي بلاگي ها بگه چرا سيستم وبلاگشون اجازه نميده بيشتر از 30000 حرف رو پست کنيم. لااقل اين حدش رو بيشتر کنن تا مثله اين پست مجبور نشيم بقيه مطلب رو لينک بزاريم!


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ