خانه
مديريت
ايميل من
شناسنامه
پارسي يار

مجموع بازديدهاي وبلاگ: 4552
تعداد بازديد امروز: 2
تعداد بازديد ديروز: 18
  • درباره من


  • وبلاگ عصر موعود
    کميل[50]
    زياد مهم نيست...
  • لوگوي من


  • لوگوي دوستان من





  • وضعيت من در ياهو


  • يــــاهـو
  • موسيقي وبلاگ



  • اشتراک در وبلاگ


  • نام:

    ايميل:

     
    وبلاگ عصر موعود
    انديشه ات تو را به راه راست هدايت مي کند . [امام علي عليه السلام]
       1   2      >
  • + اخراجيهاي دوست داشتني نويسنده: کميل جمعه 31/1/1386 ساعت 11:18 ع
  •  


    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    اخراجيهاي دوست داشتني


     


    اخراجيها فيلم ضعيفي است. اما در عين حال قوي هم مي تواند باشد.


    براي آنهايي که مي پندارند هر چه که از آنسوي آبها نازل شود ستودني است و خدشه ناپذير ... و براي آنهايي که همه چيز را با استانداردهاي پذيرفته شده قياس مي کنند ، اين فيلم به احتمال زياد ، فيلمي است که از ضعفهاي بسياري رنج مي برد! اگر چه بيراه هم نمي گويند. چون براي کلمه «فيلم» تعريفي قائل شده اند که تصور چيزي غير از آن برايشان ممکن نيست.


    من اما معتقدم خوبي يک فيلم در اين است که مخاطبش را دچار يک درگيري ذهني کند و او را به مسئله اي خاص متوجه نمايد ، و اين توجه را با لذت ديدن يک «فيلم» - که اساساً براي سرگرم شدن ساخته شده است – همراه کند.


    فرقي نمي کند که آن مسئله خاص چه چيزي است ، خوب است يا بد ، درست است يا نادرست ، همينکه فيلم ، شما را دچار يک چالش فکري کند کافي است ، و از نظر من فيلم خوبي است ، البته به شرطي که از جذابيت آن چيزي کم نشود و به همان ميزان لذتبخش باشد. في المثل فيلم «آتش بس» ، به همين دليل ، از نگاه من فيلم خوبي است ، اما آن خود آگاهي اي که قرار است  در فيلم رخ دهد غلط و نادرست است و از اين جهت فيلم مناسبي نيست.


    سينما و فيلم اساساً بساخته شده است براي تفريح.شايد بگوييد من هم در اینجا در دام قالبها و تعاریف افتاده ام. اما «فیلم دیدن» در همه جای دنیا بیشتر از آنکه برای چیز دیگری باشد برای سرگرم شدن است ، و این یک واقعیت است و یعنی همان چیزی که من به آن معتقدم. من می گویم تعاریف و اصطلاحات را رها کنیم و ببینیم در عمل دارد چه اتفاقی می افتد.


    هر زمان عوام الناس که مخاطبان اصلی یک فیلم هستند صرفاً به خاطر درک نوع تدوین یک فیلم یا بازیگری و کارگردانی آن فیلم ، و یا برای مشاهده چگونگی میزانسن ، دکوپاژ و یا لوکیشن ها به سینماها هجوم آوردند ، آن وقت باید گفت اتفاق تازه ای افتاده و فیلمسازان باید با این  اتفاق همراه شوند و در فیلم ساختن دقت کنند و همه اصول فنی را راعایت نمایند ، چرا که دیگر مردم خودشان یک پا عضو هیئت داوران جشنواره فجر شده اند! در این حالت فیلمی که به این چارچوبها و مقررات پایبند نباشد مورد استقبال مردم قرار نمی گیرد و صد البته این با واقعیت امروز ما خیلی فرق می کند.


    اخراجیها-مسعود ده نمکیاخراجیها روایتگر یک داستان تکان دهنده است و شاید میشد تکان دهنده تر از آنچیزی که هست باشد.اما مهم آن است که در این فیلم سعی شده تا این داستان زیبا ، به خوبی نشان داده شود و خب به نظرم همین کافی است برای پذیرفتن اخراجیهای مسعود ده نمکی، که اولین قدمش را اینگونه برداشته است.


    شاید میشد به جای آنکه فقط یک سید جواد هاشمی بار بچه مثبت های جبهه را به دوش بکشد ، چند نفر دیگر هم -به نوعی- در این نقش سهیم می شدند تا - آنطوری که در این فیلم در آمده - مخاطب نپندارد که به جز یکی دو نفر ، بقیه جبهه ای ها انسانهایی خشک، خشن و مقدس نما بوده اند.


    شاید میشد فضاسازیها طبیعی تر انجام میشد و بازیها نیز واقعیتر ... اما با همه این حرف و  حدیثها همینکه من و تو اخراجیها را با همه ضعفهایش قبول می کنیم و می پذیریم و با آن همذات پنداری می کنیم نشان می دهد که فیلم مسعود ده نمکی کار خود را کرده است..یعنی همان تاثیر گذاری در عین لذت بردن از آن.


    و به همین دلیل من معتقدم اخراجیها فیلم خوبی است . یادتان باشد که گفتم خوب است و نه بهترین!


     


     


     


  • + سالگرد شهادت سيد مرتضي آويني نويسنده: کميل دوشنبه 20/1/1386 ساعت 9:16 ع
  •     



    بسم الله الرحمن الرحيم


    سالگرد شهادت سيد مرتضي آويني است و من مانده ام با کوله باري از غصه هاي بي انتها که شايد نيمي از آن را بواسطه آشنايي با انديشه هاي سيد مرتضي به دوش مي کشم!


    قصد دارم اگر خدا بخواد اين دو تا برنامه رو برم ، شما هم بيايد:


    - مرکز فرهنگي ميثاق برگزار مي کند : سخنراني نادر طالب زاده و حاج سعيد قاسمي


    سه شنبه 21 فروردين ساعت 16 ، مجموعه فرهنگي سيد الشهدا ( آدرس خ شهيد مفتح ، نرسيده به ميدان هفت تير)


     


    - جنبش عدالتخواه دانشجويي و جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي برگزار مي کند: سخنراني وحيد جليلي ، حاج سعيد قاسمي ، يوسفعلي مير شکاک ، مسعود فراستي


    چهارشنبه 22 فروردين ساعت 15 ، تالار فخر رازي دانشگاه تهران.


     


     


          ********************************               


    نوشته اي از سيد مرتضي آويني:


    دولت پايدار حق 


                                                                                                               


    انقلاب يک تغيير دفعي و غير تدريجي است، تحولي است که به يکباره روي مي دهد.


    اين سخني است که به سادگي بر زبان مي ايد ، اما بيان کننده هيچ چيز نيست مگر آنکه «علت تغيير» را دريابيم و از آن مهم تر ، «علت دفعي بودن تغيير» را . «تغيير» لازمه وجود جهان است و «زمان» لفظي است بيانگر همين تغيير. عالم هستي «ذات واحد» است متحول، و درست خلاف آنچه مي پندارند، اين تحول علت وجود زمان است ، نه بالعکس.


    از اثبات اين مدعا در مي گذرم چرا که فرصت بسيار مي خواهد و با اين مبحث نيز چندان مرتبط نيست. و اما بشر، گذشته از تحولات فردي و جمعي ، تحولي ديگر نيز دارد که در آن فرد و جمع را از يکديگر تفکيک نمي توان کرد. عالم هستي ذات واحدي است در حال تحول ، و بشر درپيوند با عالم هستي اين سير تحول کلي را نيز طي مي کند. اگرمنتسب است به مولايمان علي (ع) که فرموده "اتزعم انک جرم صغير و فيک انطوي العالم الاکبر..."اين سخن فقط استعاره اي ادبي نيست. تاويل اين سخن آن است که در حقيقت اين انسان است که او را بايد «عالم اکبر» دانست، نه عالمي که بيرون از وجود انسان تا لا يتناهي گسترده است . مفهوم «بيرون» و «درون» اينجا درهم مي ريزد. در ظاهر، بشر جزئي از عالم هستي است و اما در باطن، عالم هستي آينه تجولات دروني بشر است.


    ادامه مطلب...

  • + عهدهايي که مي شکنند... نويسنده: کميل چهارشنبه 15/1/1386 ساعت 12:35 ص
  •  


    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    عهدهايي که مي شکنند...


    اين چند روز خيلي چيزها پيش آمده بود که مي بايست در موردشان مي نوشتم ، تا شايد اينطوري بار سنگين دغدغه ها را کمتر کنم. اما نشد. يعني نه حوصله اش آمد و نه وقتش و نه ....


    اما امشب مجبور شدم که بنويسم...براي اينکه به خودم چيزهايي را يادآوري کنم.


    ما آدمها محتاجيم به اين. يادآوري را مي گويم.


    براي همين است که انسانها کلاً دوست دارند چيزهايي را به عنوان يادگاري از بعضيها يا از بعضي چيزها داشته باشند.


    *********


    شما که نمي دانيد ، جنوب که بودم با خودم وعده ها کرده بودم. راستش خيلي شرمنده بودم. اصلاً خجالتم مي آمد روي خاکهاي شلمچه و طلائيه و فکه راه بروم. براي همين بود که با خودم عهد بستم.لابد مي خواستم کمتر شرمنده باشم!


    عهد کردم با شهدا که آدم شوم.


    خيلي سخت است که آدم بدختي مثل خودت را به جايي مثل آنجا دعوت کنند و تو انگار نه انگار.بايد کاري کني.بايد عزمت را جزم کني و تعهد بدهي! قول بدهي بهشان که ديگر گذشته را تکرار نکني...اينطوري لااقل احساس بهتري داري.


    *********


    هنوز دو هفته نگذشته ، که تو احساس ميکني ديگر آن حال دو هفته قبل را نداري ، و اين يعني تو ، زده اي زير قولت! به همين راحتي.


    مي دانستي که اينطوري مي شود. بار اولت که نيست. اوه ه ه  چه عهدها که نشکستي و چه وعده ها که خلف آن کردي.


    اصلاً به خاطر همين بود که علي رغم ميل شديدت ، از خاک آنجا چيزي برنداشتي بياوري. همانجا هم با خودت گفتی این خاکها را بردارم تا هر وقت دچار غفلت شدی ، با بوئیدن آن بیدار شوی از مستی دنیا!


    اما تجربه های گذشته ات به تو می گفت بهتر است قداست و حرمت این خاکها را با پیمان شکنیهایی که عادتت شده از بین نبری!


    *********


    اما امشب وقتی صدای حاج مهدی سلحشور  را شنیدم دلم شکست و زدم زیر گریه! همان نوحه ای که اولش این است « تا مشکتو تو آب زدی     موجای دریا شد آروم ... ».


    دوستانی که در اردو بودند لابد یادشان هست این نوحه را ، که چندباری داخل اتوبوس پخش شد.


    راستش اولین باری بود که این سبک را می شنیدم و نمی دانم چرا همانجا مجذوبش شدم.


    بعد از اردو چند جایی گشتم تا اینکه بالاخره امشب سی دی مربوطه را یافتم و گوش دادم و همین شد یادآوری من از عهد وپیمانهایی که با شهدا بسته بودم!


    این نوای دلنشین را اول بار در آنجا شنیده بودم و حالا هر وقت که به آن گوش میکنم یادم می آید از شلمچه و فکه و از عهدهایی که بسته بودم. عهدهایی که حالا دیگر شکسته شده اند ... و من نمی دانم چه باید بکنم....


    شهدا شرمنده ایم... برای همیشه ... و به خاطر همه چیز.........


     


     


     


       1   2      >
  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ