نام: | |
ايميل: | |
بسم الله الرحمن الرحيم
تو هنوز تنهايي
لا به لاي چراغاني کوچه ها و در ميان شلوغي خيابانها ، گويا تنها اين تو هستي که غريبه اي.داستان ما همان داستان نمک خوردن و نمکدان شکستن است.
مثلاً تولد توست و به بهانه ي بزرگداشت توست اين همه هياهو ، ولي حالا حتي در قلبشان هم راهت نمي دهند چه برسد به خيابان هايي که چشم نوازي چراغاني هايش و عشوه گري شيطانهايش جايي براي تو باقي نگذاشته است.
اگر چه در و ديوار را به نام تو نقشينه زده اند و ليکن به همان سادگي که کاغذهاي زير پا افتاده ي مزين به نام تو را لگد مال مي کنند ، از کنار هر چيزي که بوي تو را مي دهد عبور مي کنند. انگار نه انگار که تو وجود داري و حاضري و همه چيز را احساس ميکني.
درست زير پرچم هاي تو ، بر سر کوچکترين اتفاقي با هم گلاويز مي شوند و معلوم نيست چرا کسي به کسي رحم نمي کند.
فقرا و بيچارگان همچنان در بيچارگي خود دست وپا مي زنند و اين روز و شب ها نيز هيچ توفيري برايشان نمي کند جز آنکه حسرت نداشته هايشان بيشتر مي شود.
مايه داران با آخرين مد روز خيابان ها را گز مي کنند و به يکديگر فخر مي فروشند و دخترکان تازه به دوران رسيده حيا و عفت را به حراج مي گذارند و مرد و زن چونان گوسفندان بي عقلي در هم مي لولند و اختلاط را به بهانه ي جشن و شادي براي تو توجيه مي کنند.
***************
گفته اند « افضل الاعمال انتظار الفرج » و شما هم لابد در تفسير اين روايت حرف زياد شنيده ايد. من اما هنوز هيچ درک درستي از اين روايت پيدا نکرده ام.
اگر بگوييد انتظار فرج يعني اينکه تقوا را رعايت کنيم و حلال و حرام را محترم شماريم ، پس چه فرقي است ميان آنان که در زمان غيبت نمي زيسته اند و ما که در زمان غيبت به سر مي بريم؟هميشه و در همه حال تقوا بهترين عمل است و مومنين در همه حال بايد پرهيزکار باشند.چه امام معصوم غائب باشد و چه حاضر.
اگر منظور اين حديث همان رعايت تقوا باشد ، چرا نگفته است «افضل الاعمال تقوي الله».
پس داستان حتماً چيز ديگري است. انتظار فرج خود يک عمل جداگانه اي است که مي تواند جزئي از تقواي الهي باشد ولي نمي توانيم بگوئيم که انتظار فرج يعني همان رعايت تقوا. چون احاديثي وجود دارد مبني بر اينکه مومنان آخرالزمان و آنهايي که در زمان غيبت ايمانشان را حفظ ميکنند مرتبتي بالاتر از پيشينيان دارند و اين نشان دهنده ي تفاوتي است که انتظار فرج با موضوعي به نام تقوا دارد.
تقوا کليتي است که در همه حال و در همه جا بايد رعايت شود و انتظار فرج مسئله ي خاصي است که محدوديت زماني داشته و مختص مومنان آخرالزماني است.
بسم الله الرحمن الرحيم
چهره بگشاي...
مهتاب اگرچه به خورشيد نمي رسد ، اما هرچه باشد بهتر از مهتابي است.
امشب بيا تا دست مهتاب را بگيريم و برويم در خانه ي خورشيد و به او بگوييم:
آفتاب جان! مهتاب هم بي تاب شده است ، پس کي مي آيي؟
<کپي برداري از روزنامه ي کيهان مورخ چهار پنج سال قبل!>
بسم الله الرحمن الرحيم

پرونده ساختن نشان دهنده ي نظم و دقت است ، و از آنجايي که ما در اين مقوله بسيار منظم و دقيق هستيم بر آن شديم تا دست به پرونده سازي بزنيم ، يعني بزنم.
پرونده هايي براي موضوعات مختلف ، با انتخاب موضوعي خاص بر اساس حس موجود! براي هر پرونده.
اين کار ، يعني همين پرونده سازي ، دو عدد مزيت دارد.لااقل براي من. گفتم من ، چونکه خسته شدم از اين همه مطالعه پراکنده و بي هدف که نتيجه اش ميتواند به خنثي شدن همه ي تلاش ها و زحمات کشيده و نکشيده ، منجر شود. خيلي وقت است که به دنبال مطالعه ي هدفمند و گزينشي هستم تا موضوعات مورد علاقه را با احتساب حس و حالي که وجود دارد ، به سرانجامي مطلوب و به درد بخور برسانم.حالا فکر کنم بالاخره اين وبلاگ نويسي هيچ فايده اي که نداشته باشد در اين مورد خاص به دردم مي خورد و مي تواند آرزوي چندين و چند ساله ام را برآورده سازد.
از آفتهاي مطالعه يا به عبارتي انسانهاي اهل مطالعه ، همين پراکنده خواني و واگرايي موضوعات مورد مطالعه است که علتش چيزي نيست جز بي هدف بودن مطالعه ، يعني خواندن براي علاقه يا خواندن براي دانستن و اينکه چه هست و چه نيست زياد توفيري ندارد.اين جور مطالعه اگر چه خودش کلي خوب است ولي نتيجه اش زياد جالب نيست. من که خوشم نميايد.بعد از سالها مطالعه ، نتواني راجع به موضوع خاصي که مورد علاقه ات هم هست مقاله اي يا کتابي بنويسي و يا سخني براني.
دومين مزيت پرونده سازي ، بازهم لااقل براي من ، اين است مي توانم آرشيوي از مطالب مفيد و در ذهن مانده ام داشته باشم که حالا مکتوب شده است و خيالت جمع است که بر باد نمي رود.اينطوري هروقت که نياز باشد مي توانم همه را يکجا مرور کنم ، و يا اگر موردي پيش آمد که نياز به شناساندن افکار و عقايد شخصي ام باشد مي توانم لينک پرونده اي خاص را ارائه کنم و ديگر نيازي نباشد راجع به هر موضوعي با هر چند نفري که نياز باشد جداگانه بحث کنم و تکرار مکررات.
البته همه ي اينها در صورتي است که مشکلي پيش نيايد ، ولي آنچه که با خودم وعده کرده ام اين است که مدت زمان هر پرونده نامعلوم باشد تا راحت تر بتوانم آن را پيگيري کنم. اين يعني اينکه شروعش ممکن است با من باشد ولي پايانش ديگر با باري تعالي است! و ضمناً ممکن است در طول مدت زمان يک پرونده ، پست هايي غير مرتبط هم نوشته شود.
نکته ضروري اين است که تمامي چيزهايي که راجع به موضوعات مختلف گفته مي شود مربوط به دغدغه هاي شخصي بنده است که چيزي نيست جز ارتباط دين با آن موضوعات. به عبارتي مسئله ي مهم براي من دينداري در جهان امروز است. به همين دليل ممکن است در هر موضوع استناداتي به منابع ديني داده شود ولي اين هشدار مهم را مي دهم که کسي فکر نکند اسلام حتماً اين چيزي است که من مي گويم.
نظرات بنده ممکن است براي خودم درست و صحيح باشد چونکه براي آن فکر و زحمت کشيده ام و اگر به درستي اش ايمان نداشتم که ديگر آن را به عنوان عقيده ي شخصي مطرح نميکردم ، ولي اين را هم مي دانم که ممکن است اين آراء و نظرات ، مطابق با حقيقت نباشند و خواننده اي که شما باشيد نبايد به سادگي آنها را به عنوان اصولي مسلم و خدشه ناپذیر بپذیرید.
بنابراین بنده هیچگاه خودم را به عنوان نماینده ی اسلام ندانسته و این مکان را تریبونی برای دین نپنداشته و از شما هم می خواهم که چنین نپندارید.
بیاندیشید که نوشته هایی را از یک بنده ی گنهکار خدا می خوانید که فکر می کند حرفهایش درست است و به آنها اعتقاد دارد و ممکن است تا لحظه ی مرگ هم با همین اعتقادات بمیرد و آن دنیا عذرش موجه باشد که به عقل او چیزی بیشتر از این نرسیده بود و او هر آنچه که در توانش بود به کار بست.البته یک خورده کمتر!
پس منتظر اولین پرونده باشید....
| ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ [6/6/1387- 6:7 ع] بدون عنوان [27/5/1387- 11:49 ع] تويي تنها علت باران! [4/5/1387- 2:18 ص] پيمان امام عادلان با عالمان : با ظلم درافتيد! [30/3/1387- 10:33 ع] گريه کنيد... [آرشيو شده ها] |