سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
وبلاگ عصر موعود
خداوند سبحان، سه چیز را دوست می دارد :به جا آوردن حقوقش، فروتنی برای خلقش، و نیکوکاری به بندگانش . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]



ارسال شده توسط کمیل در 8/10/90:: 3:16 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم


دیروز عصری رفتیم برای افتتاحیه جشنواره فیلم عمارحول و حوش ساعت 3 هنوز خبری نبود. یعنی بر و بچز دفتر مطالعات مشغول آماده سازی میزها و پوسترها بودند و تک توکی هم مثل ما منتظر توی سالن. گوشه ای نشسته بودم که بنده خدایی که خیلی آشنا می زد وارد شد. سریع به خاطر آوردم که امین هاشمی از بچه های مجمع وبلاگ نویسانه. اولین بار سال 85 تو اردوی «از بلاگ تا پلاک» بچه های وبلاگ نویس پارسی بلاگ دیدمش. بعدها هم توی نمایشگاه رسانه های دیجیتال نقدهای بازی رو ازش دیده بودم. القصه نشستیم و مشغول حرف زدن شدیم. گپ و گفت خوبی بود. اینطوری زمان هم زود گذشت. دیگه سالن انتظار شلوغ شده بود و کم کم به ساعت شروع برنامه نزدیک شدیم.


 رفتیم کارت ویژه رو گرفتیم (البته چون استقبال دوستان عالی بود! مشکلی برای ورود وجود نداشت و نیازی به کارت هم نبود فی الواقع). آقای داود آبادی و علی محمد مودب هم اومده بودند. طلبه سیرجانی هم بود که ما بعد از برنامه رفتیم سراغ دوستی که با ایشون بود و آمارش رو گرفتیم (حاج آقای جهانشاهی بعد از ماجرای صحن حضرت عبدالعظیم فعالیتش رو در سکوت خبری همچنان ادامه میده و ما هم عزممون رو جذم کردیم که باهاش همراه شیم)


برنامه با قرآن خوانی وحید جلیلی شروع شد. آقا وحید خیلی خاکی تر از اون چیزیه که فکرش رو می کردم!


 کار بسیار خوبی که دوستان کرده بودن دعوت از مادران شهدا بود که اون ها رو در ردیف جلو نشوندند و ما خیلی از این ابتکار حظ بردیم و کلاً فضا رو عوض کرده بودند.


حاج آقا پناهیان شروع کننده بود. خیلی کم صحبت کرد. کلاً میانه خوبی با تریبون نداره حاج آقا! حرف قشنگش که برام مهم بود این بود که طبق بیان حضرت امیر حرف زدن مومن غریزی است. یعنی چیزی در درون مومن هست و جوششی در او هست که در بیانش خودش رو نشون میده. اگه دردمند باشید و حرف برای گفتن داشته باشید اونوقت می تونید اثرتون رو ماندگار کنید و تاثیر بگذارید. بعضی ها که حرف برای زدن ندارند و فیلم می سازند کم کم کارشون به جایی میرسه که دیگه آدم از اینها احساس تنفر پیدا می کنه!


آخرش هم یه دعای خیلی با حال کرد:


خدایا تو که بالاخره مردم دنیا رو با دینت و با خودت آشنا می کنی و آشتی میدی! ما رو واسطه و وسیله این آشنایی قرار بده!


خدایا تو که بالاخره موجبات ظهور مهدی فاطمه رو فراهم می کنی! ما رو مقدمه ساز این ظهور قرار بده!(یه آمین از ته دل بگید)


بعد از نماز مستند «مهار نشده» پخش شد. مستند خوب و قوی ای بود. چند نکته راجع به این مستند هست  که باید اونها رو دسته بندی کنم و بعداً شاید همینجا بگمشون.


----------------------


پی نوشت:


جشنواره فیلم عمار از دیروز 7 دی رسماً شروع به کار کرده و تا سه شنبه 13 دی ماه ادامه داره. برنامه اکران رو هم می تونید از اینجا ببینید. خودتون و هرکی که فکر میکنید اهل حاله بیاید تا جشنواره رونق بگیره. کم دشمن نداره!


دومین جشنواره مردمی «فیلم عمار» کلید خورد


- پناهیان: جشنواره عمار فرصتی برای هر کسی است که حرفی عمار گونه دارد


- عکس: دومین جشنواره مردمی فیلم عمار




 


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 28/9/90:: 3:1 عصر



بسم الله الرحمن الرحیم


 


من نمیدونم مگه این صداوسیما صاحب نداره؟ این چه خط فکریه که تو برنامه جمع ما دنبال میکنن؟


دیشب ما داشتیم همینطوری کانالا رو عوض میکردیم رسیدیم به این برنامه دیدم موضوعشون به اصطلاح خودشون «تفکیک جنسیتی» در دانشگاهه. منم حساس نشستم وقتمو تلف کردم پای این برنامه.... حیف که جز اعصاب خورد کنی چیز دیگه ای برام نداشت...


یک عده ای تو این مملکت هستند که هروقت موضوع حذف اختلاط از محیط دانشگاه مطرح میشه مخالف خوانی اینها هم شروع میشه. انگار یکی پا رو دم گربه بذاره جیغش بلند میشه، بلاتشبیه همینطوری اتوماتیک واکنش نشون میدن. از مجله نیمچه زرد چلچراغ گرفته (گفتم نیمچه تا بی انصافی نکرده باشم) تا همین برنامه کذایی.


اولاً اون مهمونی که دعوت کرده بودن و من هنوز هم نفهمیدم چی کاره این مملکت بوده اصلاً به درد این موضوع نمیخورده و شاید هم عمدی در کار بوده در دعوت از این آدم. این از این.


مورد بعدی اینکه کل حرف مجری این برنامه و استدلالش این بوده که حذف اختلاط باعث میشه دختر و پسر نتونن با هم تعامل!! (شما بخونید لاس زدن) داشته باشند... یا اینکه اگه اینا رو از هم جدا کنید کجا برن همسر دلخواهشون رو پیدا کنن؟!!.... وای از این همه ... چی بگم....


تازه به عنوان یه مثال نقض از خودش مثال میزنه و میگه مگه من که یه زنم و بین این همه مرد کار میکنم اشکالی داره؟ آخه اگه اشکال داشتن و نداشتن هر چیزی به ظاهرش بود که دیگه چه نیازی به خدا و پیغمبر بود؟


حجاب از اعتقاد شروع میشه و بعد به رفتار میرسه و اون نتیجه ظاهری حجابه که میشه چادر. نه حتی مانتو. که از نظر ما مانتو هم حجاب نیست چه برسه به اینکه حالا هرکی روسری سرش باشه میگن با حجاب!


خب این خیلی اشتباه فاجعه باریه که این خانم  فکر میکنه اگه بشینه اونجا و با مردهای غریبه گپ و گفت کنه و هی سعی کنه ادای مجری 90 رو دربیاره و خودش رو با جسارت نشون بده و بعدش هم بگه من چادری هستم و یا مشکلی توی ارتباط با مردها نمی بینم و از این حرفا...


بابا من نمیدونم توی این همه شبکه های صداوسیما یه دونه مجری زن پیدا نمیکنید چادری باشه اونوقت این خانم شده تنها مجری چادری! واقعاً فلسفه شون چیه؟ لابد واسه بی چادریا که الگو ساختن حالا میخوان برای چادریامون الگوسازی کنن..اونهم چه الگویی...


توی این صدا و سیما چه خبره واقعاً؟؟!!!


----------


پی نوشت:


- برای این پست سه بار نوشتم و هر بار به دلیلی مطالبم پرید و مجبور شدم از نو بنویسم.


- حوصله نداشتم راجع به اوضاع تاسف باری که اختلاط اعم از محیطهای دانشگاهی و غیره برامون بوجود آورده و اینکه اختلاط هم در تعالیم اسلام حرامه مثل دزدی،‌مثل دروغ و این وضعیتی که الان در دانشگاه وجود داره عین اختلاطه مگر اینکه برای اختلاط شاخ و دم قائل باشیم! بنویسم.


 


 


 


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 7/9/90:: 9:43 عصر

 



بسم الله الرحمن الرحیم


بالاخره دوستان مجلسی کاری رو که باید 10 سال پیش یا شایدم قبل تر از اون انجام میدادن با هزار تا اما و اگر لطف کردن و انجام دادن، بعد اسمش رو هم گذاشتن اقدام انقلابی البته..


در هرصورت ما خوشحالیم و مسرور از تحقیر دولت انگلیس و با لگد پرت کردنشون از این خاک مقدس...


چقدر تو این سالها به سهم خودمون خون دل خوردیم و البته کتک... یادم نمیره زمانی رو که سرهنگای نیروی انتظامی جلوی ما با باتوم وای میستادن و حرفشون این بود که می دونید «آقا» از این کار شما ناراضیه؟! برید وگرنه شما رو هم مثله همون اراذل و اوباش میدون شوش لت و پار میکنیم!!


عجبا از این همه حماقت...


و چه کسی میتونه فراموش کنه اون واقعه تاسف بار و مصیب بار رو - که البته فیلمش منتشر شد و همین الان هم هست- که سه چهار سال پیش در ایام فاطمیه چه برخوردی با دانشجوهای بسیجی معترض مقابل سفارت انگلیس شد و چه هتک حرمتی نسبت به دخترای محجبه شد (یه آدم لباس شخصی که معلوم بود کله گنده ناجا و پلیس امنیته هرچی لایق خودشه به دخترای بسیجی میگه و بعد با مشت و لگد به جون دخترای مردم میوفته... الان که یادم میاد خون خونم رو میخوره میخوام خفش کنم اون مرتیکه عوضی رو) و البته احمدی مقدم هم اون موقع گفت پیگیری میکنن و مثله خیلی پیگیری های دیگه  مالیدن رفت...


البته که من خیلی اعتراض دارم نسبت به عملکرد این نیروهای امنیتی اعم از سپاه و ناجا و قوه قضاییه با اون مامورای دادستانیش..خیلی کاراشون ایراد داره و ظلم روشنی در حق مردم میکنن و کی میخواد به این ظلمها رسیدگی کنه خدا میدونه...


در هر صورت ما امروز روز خوشیمونه...انگار ثمره فریادها رو داریم می بینیم...


حضرت آقا هم که امشب در جمع فرماندهان نیروی دریایی ارتش یه تیکه از خباثت انگلیسی ها اومد که صددرصد نظرش راجع به تصمیم مجلس بوده...


و قلبم گواه میده که آقا راضی به حضور انگلیسیها نبوده و نیست...


القصه فردا جشن شادی است و البته فشار به دولت تا هرچه زودتر این اقدام مبارک رو عملی کنن.


 


وعده دیدار فردا ساعت 14 مقابل سفارت به تاریخ پیوسته دولت انگلیس در ایران!


پی نوشت:


ماجرای انتقال اسناد جاسوسی به سفارت انگلیس در تهران


تاریخ?نگاری روابط ایران و انگلیس


علت تسخیر سفارت از دید کارشناس انگلیسی


 



 


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 3/9/90:: 1:18 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

 


مناظره تلویزیونی و در ادامه مکتوب مهدی نصیری و حجت الاسلام محسن غرویان گویا خبرساز شده. البته به شخصه معتقدم چون موضوع بحث ارتباط وثیقی با حوزه داشته و کمی چالش برانگیز بوده حساسیت ایجاد کرده. عرض کنم جریان فکری ای که بنده به اون ایمان دارم و امثال مهدی نصیری و جناب آیت الله میرباقری و ... از پرچمداران اون محسوب میشن (با تمام تفاوتها و تباینی که بینشون وجود داره) مطمئناً جریان خبرساز و صحنه گردان جبهه فرهنگی انقلاب خواهد بود و در آینده ای نه چندان دور به اصلی ترین مسئله کشور و بلکه جهان اسلام تبدیل میشه. این جریان حرف برای گفتن داره و انشاءالله حقانیتش برای دوستدارن اهل بیت و مومنین روشن خواهد شد.


به همه کسایی که این سطور رو می خونن توصیه میکنم این جریان رو جدی بگیرید و شدیداً به مطالعه بنیان های فکری مطرح شده که چیزی جز بازگشت همه جانبه به معارف وحیانی و بیانات اهل بیت علیهم السلام و برپایی تمدن سرتاپا و حقیقتاً اسلامی نیست بپردازید.


لینکهای زیر حاوی متن مناظرات اخیر. در انتها هم لینک وبلاگ مهدی نصیری است که حتماً اون رو ببینید:




متن جلسه اول مناظره در تاریخ 13 مهرماه 90 در برنامه «زاویه» شبکه چهار 


-----------------------------


متن جلسه دوم مناظره در تاریخ 20 مهرماه 90 در برنامه «زاویه» شبکه چهار


----------------------------


متن مناظره مکتوب در هفته نامه «پنجره» شماره 114 تاریخ 14 آبان 90 از بیان مهدی نصیری


---------------------------


متن مناظره مکتوب در هفته نامه «پنجره» شماره 114 تاریخ 14 آبان 90 از بیان محسن غرویان


--------------------------


و وبلاگ مهدی نصیری



کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 2/9/90:: 8:55 صبح

 


بسم الله الرحمن الرحیم


تو این ماجرای حقوق تقریباً مادام العمر مسئولین که ذیل قانون خدمات کشوری و در تبصره 3 ماده 71  به تصویب مجلس هفتم در سال 86  رسیده بود و شورای نگهبان هم اون رو تایید کرده بود و هیچ کس هم تا حالا صداش رو در نیاورده بود (حالا یا میدونستن همچین چیزی هست یا شایدم خبر نداشتن) واقعاً آدم میمونه.


تو جلسه دیروز مجلس طرح دو فوریتی با امضای 18 نماینده مجلس برای لغو این تبصره رای نیاورد، به این صورت که 137 رای موافق این تبصره بود و 20 رای مخالف و 20 رای هم ممتنع!


 به نظر من تو ماجراهای اینطوری مثل ماجرای مصوبه دانشگاه آزاد، معلوم میشه که اکثریت اینهایی که تو مجلسند صلاحیت نمایندگی ملت رو ندارن و من نمی دونم چه جور میشه آمار این آدمها رو در آورد تا ملت بدونن با اینها چه جوری برخورد کنند. یعنی الان تو مجلس فقط 40 نفر (با احتساب اونایی که رای ممتنع دادن) حداقل شرایط نمایندگی رو دارن و اون هم اینه که از ظلم به این واضحی دفاع نکنن...بقیه 137 نفر رو باید از مجلس پرتشون کرد بیرون. ای کاش  آمار این 40 نفر رو یکی در بیاره تا دور بعدی اون 137 احمق رو نفرستیم مجلس!


پی نوشت:


روایت حسینیان از ماجرای حذف ماده حقوق مادام العمر مسئولین


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 25/6/90:: 1:53 عصر

سم الله الرحمن الرحیم


شب جمعه اومدیم قم... الان هم که دارم اینها رو می نویسم تویه کافی نت اطراف میدون صفائیه ام....
 دیشب اتفاقی داشتیم از چهارراه فاطمیه رد می شدیم که از دور دیدم سید معممی با دختر خانمش رد می شدن.. توجهم جلب نشد...خانمم یکهو برگشت گفت فلانی این حاج آقائه به گمونم حاج آقای میرباقری باشه، اولش گفتم نه، ولی بعد احساس کردم خودشه..
رفتن تو یه پاساژ... دوییدم طرف پاساژ و از دور فهمیدم خودشه... با اشاره به خانم رفتم توی پاساژ... به دو!
با شرمندگی حاج آقا رو صدا زدم و عرض معذرتی... حاج آقا به گرمی سلام و احول پرسی کرد... گفتم که ما از ارادتمندان شماییم و از سال 81 که حاج آقای سلیم زاده ما رو با شما و فرهنگستان آشنا کرد پیگیر مباحث جنابعالی هستیم و ...
با اشتیاق دستم رو تو دستش فشار می داد و با دست دیگرش هم روی دستهام.... روم نمی شد زیاده حرف بزنم... خانمم رو معرفی کردم.. دخترم دوست داشت حاج آقا رو ببوسه، خانم درخواست کرد و حاج آقا البته خودش سرش رو بوسید و دعای خیر کرد و ما هم خداحافظی کردیم و برگشتیم...
خانم ذوق زده بود از دیدن حاج آقا  و از ابهت معنوی که سیادت مزید بر علتش بود البته و ...
خلاصه کلی شارژ شدیم اون شب...تا ساعتها...

کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 23/6/90:: 8:28 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم


حالم خراب است!


با این حال خراب نباید چیزی نوشت....


خوشم نمیاید از شیوع حالی که خودم خرابش کرده ام...


هوا را نباید آلوده کرد...


من شاکیم...


از خودم، زمانه و .... از خودم


شیطان کدام خری است؟....


گفت « هلاک شدند آدمیان مگر عالمان، و هلاک شدند عالمان مگر عاملان، و هلاک شدند عاملان مگر مخلصان، و مخلصان در بلای عظیمند!!»


البت خودش گفته از پس «مخلصون» بر نمی آید....شیطان را می گویم...


و من می دانم مشکلم آن است که به آنچه می دانم هنوز عمل نکرده ام... هنوز!


تو می دانی و عمل نمی کنی! وای به نادانی ات!


خدایا من خسته ام


من شاکیم


بگویم امام زمان چرا نمی آید؟


خب برایم مثل روز روشن است اگر با این اوضاع من و تو بیاید که فایده ای ندارد!


اصلاً نمی شود اینطوری بیاید...


من شاکیم...خیلی هم!


از خودم از زمانه از دور و بری ها که خوابند و من هم که خود را زده ام به خواب!


چقدر در این کثافت می لولیم...


چه زندگی نکبت باری.... این کجایش زندگی ست؟


در مرداب راکد بد بوی متعفن دست و پا می زنیم....مرداب راکد بد بوی متعفن!


به قول سید مرتضی همچون کرم چاق از خوردن و خوابیدن فربه شده ایم اسیر خاک!


دیگر نفسم بالا نمی آید!


کاش می مردم!


----------------------


«در طول این شش سال این اولین و تنهاترین پست حدیث نفس خرابم بود. هیچ وقت دوست نداشتم حال خرابم را اینجا بریزم، اما ریختم و رفتم»


کلمات کلیدی :

درباره
صفحات دیگر
آرشیو یادداشت‌ها
لینک‌های روزانه
پوندها
موسیقی وبلاگ