سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هرگاه مؤمن خود را از دنیا خالی کند، والا گردد وشیرینی دوستیِ خدا را دریابد و از نظر اهل دنیا، گویی دیوانه به شمار آید؛ حال آن که شیرینیِ دوستی خدا، با آن مردم درآمیخته است و در نتیجه، به غیر از او نمی پردازند.با خودم را از دل هایشان برخواهم کَند . [امام صادق علیه السلام]


ارسال شده توسط کمیل در 86/11/27:: 12:19 صبح

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سعی کن گریه نکنی!

  Gaza Children,that oppressed . can"t Afford to cry

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 


کلمات کلیدی : عدالتخواهی

ارسال شده توسط کمیل در 86/11/25:: 12:22 صبح

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یک هفته نامه

           یک ماهنامه

                      یک کتاب 

 

خب ، وقتی حوصله نوشتن ندارم ..... وقتی سرم شلوغه ، توقع دارید چی کار کنم؟

 من از زورکی نوشتن بدم می آد. هروقت دلم راضی شد می نویسم.

حالاشم زوق زدگی بیش از حدم باعث شد که بیام و چیزی بنویسم. زوق زدگی به خاطر این چند قلم کالای خفن فرهنگی!

****************ماهنامه صبح دوکوهه

مسعود ده نمکی یه بار دیگه دست به قلم شده انگار. «صبح دو کوهه» ماهنامه ی جدید ده نمکی است.البته من شماره دومش رو تونستم تهیه کنم .برای شماره اول ، هر چقدر که گشتم گیرم نیومد.حتماً بخرید و بخونید.کاری به خوب و بدش ندارم. جریانساز بودن این ماهنامه ، مهمترین دلیل برای خوندن اون هستش.مثله ماهنامه «سوره» سابق یا «راه» فعلی.

من به چندین و چند دکه سر زدم ولی اکثراً نداشتند.به نظر میرسه توزیع مجله باید قویتر بشه ، حتماً.

 

«گزارش جامعه» هفته نامه ی جدیدی که تازگی ها منتشر شده.هفته نامه گزارش جامعه این بار هم کلی گشتم تا تونستم شماره اول رو پیدا کنم. (پیروزی- کیوسک کنار ایستگاه اتوبوس چهارراه کوکاکولا!).به قول خودش هفته نامه ای برای نسل دوونیم!

خوشحالی من از دیدن این دو قلم کالای هفتگی و ماهانه قابل بیان نیست.

امیدوارم شما هم از این شیرینی بی نصیب نمونید.

********

این روزها رمان جدید «سید مهدی شجاعی» بدجور من رو داغونطوفان دیگری در راه است کرده. خیلی خیلی عجیبه داستان این رمان. باید بخونید تا متوجه حرف من بشید. احساس تضاد و دوگانگی و معلق بودن در هوا و سرانجام دیوانگی از شایع ترین حالات خوانندگان این رمانه. حتماً بخونیدش. حتماً ....البته یه کم گرونه ( میگن به خاطر بالا رفتن قیمت کاغذه) ولی می ارزه ، به نظرم.

بارها سر خوندنش بغض کردم و بعضاً اشکم در اومد.

با تمام این اوصاف یه چیز این رمان ایراد داره به نظر من . و اون باورناپذیری شخصیتها ست. فضای داستان ، فضای قبل از انقلابه ، ولی دیالوگها و ترسیم وقایع ، به زمان ما نزدیکتره ، انگار.

جملاتی که از زبان یک مرد بازاری ( حاج امین) یا یک زن رقاصه که دو سه سالی توبه کرده ، بیان میشه اصلاً بهشون نمیخوره.

ولی به هر حال واقعیت اینه که هر رمان خوبی میتونه ایراداتی داشته باشه. 

 

 


کلمات کلیدی : سیاسی و اجتماعی

درباره
صفحات دیگر
تبلیغات در سایت