سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خود پسندیدن مانع به زیادت رسیدن است . [نهج البلاغه]


ارسال شده توسط کمیل در 87/3/30:: 10:33 عصر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 گریه کنید…

کوچکترها به هر بهانه ای می زنند زیر «گریه» .گویی احساس خوشایندی بهشان دست می دهد با این کار.

 بعدها که بزرگتر می شوند یاد می گیرند که «گریه» نکنند . اینقدر که وقتی به حسب اتفاق «گریه»شان می گیرد ، احساس می کنند چقدر از این لذت دوران بچگی دور شده اند و چقدر برایشان تازگی دارد این احساس.

خواننده ای که شما باشید احتمالاً اعتقاد راسخی به دانشمندان عصر ما دارید و جایگاهشان را کمتر از راهنمایان الهی که چگونه زیستن را به ما میاموزند نمی دانید! حالا همین دانشمندان محترم در تحقیقاتشان! به این نتیجه رسیده اند که اصولاً زنها کمتر از مردها دچار افسردگی می شوند و یکی از دلایل این واقعیت آن است که زنها خیلی راحتتر «گریه» می کنند و به حسب عادت در مواجهه با مشکلات و مصائب معمولاً اولین کاری که می کنند می زنند زیر «گریه».

و نیز همین دانشمندان معتقدند «گریه» موجب تخلیه انسان از انبوه غصه هاست.این از این.اما من همیشه به این اعتقاد داشتم که یکی از محسنات دین ما این است که به هر بهانه ای می توانی «گریه» کنی. تازه برای آن ثواب هم قائل شده اند و اصلاً انسان را تشویق کرده اند به «گریه» کردن. و اینطور است که در جامعه ما مردها هم می توانند خیلی راحت از مواهب «گریه» کردن بهره مند شوند بدون آنکه احساس شرم کنند و یا اینکه چیزی از مرد بودنشان کم شود.

حالا بگذار عده ای دوره بیافتند که «آی این چه دینی است که راه به راه در آن مصیبت است و عزا و «گریه» و اصلاً یکی از دلایل آنکه ما آدمهای غمگینی هستیم و افسرده ایم همین عزاداری ها و غم و غصه هاست.» بعد همینها بیایند برای شاد کردن جامعه دست به ابتکار بزنند و «باشگاه خنده» راه بیاندزاند که فرت و فرت همینطور الکی ( بلا نسبت شما ، مثل دیوانه های روانی ) در آن بخندید و قهقهه بزنید. حال آنکه امام صادق ما می فرماید خنده زیادی دل را میمیراند و اگر زمانی زیاده خندیدید استغفار کنید تا خدا از شما به خشم نیاید و….

گواه آنکه می بینیم آنهایی را که الکی خوشند و خنده های مصنوعی هردمی دارند نه تنها شادتر نیستند که چند صباحی هم سروکارشان به روانپزشک می افتد ( نمونه اش همین بازیگران طناز کمدی خودمان).

اصلاً «گریه»کردن ناشی از دلشکستگی است بی برو برگرد. و چون دلشکستگان را بی رخصت به حریم الهی راه می دهند این می شود که «گریه» کردن انسان را آرام می کند و احساسی شبیه به احساس پاک شدن از رذائل و بدیها را در جان می نشاند.

پس گول این حرفهای به ظاهر علمی و روانشناسانه را نخورید که الکی بخندید تا شاد باشید. اصلاً چه کسی گفته است شادی کردن یعنی بالا و پایین پریدن و هوار کشیدن و دست زدن و شکلک در آوردن و قهقهه زدن و جنگولک بازی در آوردن؟ این کاری که در تلویزیون ما مدشده هر برنامه ای که برای کودکان می سازند الکی جیغ می کشند و دست می زنند به خیال اینکه شاد هستند که حال آدم از این شادی مصنوعی شان و خنده های الکی ترشان به هم می خورد . که جز دیوانه کردن بچه ها قابلیت دیگری ندارند…

بیایید به جای این اصطلاح غلط که «خنده کنید که خنده بر هر درد بی درمان دواست» - و می رود تا ضرب المثلی برای آیندگان شود - بگوییم :

«گریه» کنید که «گریه» بر هر درد بی درمان دوا ست!

همین.

 -----------------

پی نوشت:

بعد از نوشتن این مطلب دوستی به من گفت فلانی تو با بدیهیات هم انگار مشکل داری. خب مردم وقتی شاد هستند میخندند و دست می زنند.

البته اینکه من با بدیهیات هم مشکل دارم کمی تا قسمتی درست است ولی من هم نگفتم هرکس غمگین است ، می خندد و هورا می کشد. نکته پنهان شده در این مطلب این است که ما جای علت و معلول را با یکدیگر عوضی گرفته ایم.

شاد بودن می تواند موجب خندیدن شود ، اما ایراد آنجاست که فکر کنیم خندیدن هم لزوماً موجب شاد شدن می شود. به عبارتی خنده از علائم شادی است و نه علت آن.

اینکه انسانها چگونه شاد می شوند یک سخن است و اینکه چگونه شادی شان را ابراز می کنند حرف دیگریست. من میگویم شادی واقعی – و نه تصنعی و نمایشی – یک مسئله درونی است  که با چیزهایی دیگر غیر از هوار کشیدن و خنده های الکی به دست می آید. اما هنگامی که فردی به مقام! شادی می رسد  آنوقت است که می توان علائم شادی را در چهره اش دید و این خیلی فرق می کند با اینکه فکر کنیم هر چقدر بیشتر بخندیم بیشتر شاد می شویم.

(این هم از فلسفه خندیدن و شادی!)

 

 

 

 


کلمات کلیدی : اسلام و تجدد

درباره
صفحات دیگر
تبلیغات در سایت